درباره چشمه چه می دانید ؟

جاهای دیدنی 27 فروردین ، 1396 5 دقیقه
یک هوای آفتابی و دریایی آرام شاید برای گذراندن یکروز تمام در کنار ساحل کافی باشد، و البته احتمالا اگر دست خودم بود به همین بسنده میکردم؛ همین که پاهایم شنهای ساحل دریای اژه را لمس کرده و در انتهای ترکیه، جایی که حتی جزایر یونانی را میتوان از دور مشاهده کرد دراز کشیده ام کافی است تا روزی را بی دغدغه سپری کنم. اما دست برقضا در همانجا با پدر و پسری آشنا شدم که برنامه آن روزم را به کلی تغییر داد. آن دو سالها است با برنامه ریزی مشخصی از شهر چشمه بازدید میکنند و حالا من این شانس را پیدا کردم که به ثمرۀ همان آشنایی مختصرمان همراهشان شهر را تجربه کنم. ساحلی که در آن قرار داشتیم فوق العاده تمیز بود. خاک منطقه کاملا سفید و جالب اینکه تمیزی آب به قدری بود که حتی کف دریا را میشد از بیرون با وضوح و جزئیات تمام مشاهده کرد. دریا موجی نداشت و آب حسابی ولرم و آماده برای شنا و هوا مناسب برای استراحت. اما پدر و پسر ترک که اتفاقا هردو هم دکتر بودند گفتند که بیش از این نیازی نیست در این ساحل بمانیم و بهتر است از قسمتهای دیگر شهر نیز بازدید کنیم. راستش فکر نمیکردم چیزی بیش از یک ساحل تمیز و آرام در ادامه دستگیرم شود، اما این همه ماجرا نبود!

cesme2

یک ذرت (که اینجا صرفا با آبجوش طبخ میکنند) خریدیم و در این حین دکترپسر(که اسمش ولکان بود) توضیح داد که آنچه من دیده ام تنها بخشی کوچک از ساحلهای متنوع چشمه بوده است و بزودی مرا با قسمتهای دیگر هم آشنا خواهد کرد! بعد ادامه داد که بهتر است خودم را برای یک شنای حسابی در آب سرد آماده کنم! راستش زیاد حرفش را جدی نگرفتم. خب، حدس میزدم که آب سرد باشد، اما نه تا این حد! اما وقتی به ساحل مذکور رسیدیم؛ همین که وارد آب شدم مثل این بود که در حوضچه سونای سرد رفته ام؛ زیر این آفتاب گرم تابستانی حتی تصورش را هم نمیکردم! پس از دقایقی به علت سردی آب زودتر بیرون آمدم و منتظر شدم تا ببینم دیگر در برنامه این دو دکتر چه چیزی جای دارد. اینبار یک بستنی سنتی گرفتیم تا در این حین ولکان باز ذهن من را برای بخش بعدی برنامه شان آماده کند! خب، آب گرم دریا را که دیدم، در آب سرد هم که شنا کردم؛ دیگر چه جور ساحلی میخواهد در این شهر وجود داشته باشد؟ لذا فکر نمیکردم چیز خاصی باشد، اما خودش اصلی ترین قسمت را ساحل بعدی میدانست و اسمش را هم گذاشته بود "سونای کامل طبیعی"! سونای طبیعی؟ هیچ تصوری نداشتم و راستش را بخواهید اگر خودم حضور نداشتم، محال بود باور کنم! اما طولی نکشید که به ساحل بعدی رسیدیم.

همینکه وارد آب شدم همه چیز دستم آمد! تازه فهمیدم که نام چشمه را چندان هم بی دلیل بر این شهر نگذاشته اند! سونای طبیعی به این شکل بود که آب قسمتی از دریا حسابی سرد بود و در چند قدمی همانجا، گرمای آب بدنت را میسوزاند! حتی میشد خودت را طوری روی آب نگه داری که پاهایت گرم و سرت سرد شود! فهمیدنش زیاد سخت نیست که دریای این شهر مملو از چشمه های معدنی مختلف است که حالا در این قسمت خاص با هم ترکیب شده است. به راستی که این شهر یک سونای طبیعی بزرگ است!

n_80843_1
قرار شد برنامه پایانی چشمه گردی را با یک قهوه ترک در محله یونانی ها به پایان برسانیم. این محله بازاری زیبا و قدیمی است که گویا پیشتر دهکده ای یونانی بوده است. هنوز هم آسیابهای بادی که از قرنها پیش به یادگار مانده در اطراف آن دیده میشود. برای رسیدن به کافه مورد نظر مسیر زیبای دهکده را که با گلهای مختلف تزئین شده بود، پیاده طی کردیم. خورشید در آستانه غروب بود و به لطف این دو دکتر مهمان نواز تجربه جالبی کسب کرده بودم. همه چیز خوب بود که نمیدانم چه شد بار دیگر نیمۀ غرغروی ایرانی ام شروع کرد به پچ پچ کردن! که چرا؟ که چرا... .اما زود ساکتش کردم، آخر چقدر غر میزنی تو؟ چند سال است که هر بار چه از ایران و چه از خارج ایران میخواهم چیزی بنویسم، هی آه و حسرت و گلایه سر میدهد؛ که چه؟ خودت که میدانی دست آخر همیشه این چشمه ها هستند که خشک میشوند و به جایش آثار تاریخی زیر آب میرود! پس دیگر چرا خودت را اذیت میکنی؟ تا اطلاع ثانوی ساکت باش، لطفا!

__e__me___l__ca_plaj__


میگفتم؛ رفتیم به سمت کافه ای سنتی. قهوه ترکی نوشیدیم و ... .ساکت! ببخشید، هوا تاریک شد و من آماده شدم تا با اتوبوس به ازمیر برگردم. سیستم حمل و نقل اینجا همیشه آماده است و میتوانید با اتوبوس، اتوموبیل و یا حتی کشتی و قایق به شهر یا حتی کشورهای همسایه بروید. در کل چشمه درکنار زیبایی های طبیعی ای که داراست، با جدیت به عنوان یک شهر توریستی مورد توجه دولت ترکیه قرار گرفته است. امکانات توریستی مناسب در کنار همه ساحلها قرار دارد و البته برای ما شاید از همه عجیب تر آنکه همه جا حسابی تمیز و مرتب است! 

منبع : لست سکند

مشاوره رایگان